محمدهادی توکلی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در نشست علمی «ادب مع الله در آثار مرحوم علامه حسن زاده آملی؟» اظهار کرد: مفهوم «ادب مع الله» در آثار مرحوم حسنزاده آملی جلوه بسیار پررنگی دارد.
وی تأکید کرد: ایشان در مباحث علمی و عرفانی خود توجه ویژهای به این موضوع داشتهاند و پربسامد شدن این واژه، مرهون بیان ایشان است؛ بهگونهای که در میان عالمان متاخر، کسی به اندازه ایشان بر این مطلب تأکید نکرده است. ادب معالله پیش از این در نزد صوفیان نخستین و عرفا نیز مطرح بوده و در آثاری چون «اللمع طوسی» و آثار «خرگوشی» نقلقولهایی از عرفای پیشین در این باره وجود دارد. همچنین بزرگان طریقت، ادب معالله را شرط دستیابی به خداوند دانستهاند؛ چنانکه مولانا میفرماید: «بی ادب محروم ماند از لطف رب».
وی در ادامه به نقل از عبدالله بن مبارک (وفات ۱۸۱ قمری) در دوره امام کاظم و امام رضا(ع) بیان کرد: ما به اندکی ادب، نیازمندتر از علمی بسیار هستیم. همچنین از ایشان نقل شده است که ادب برای عارف، همچون توبه برای کسی است که میخواهد کارش را از نو آغاز کند. علاوه بر این، از جنید بغدادی نقل شده است که عبودیت ملازم با ادب و سرکشی منافی با آن است.
توکلی بیان کرد: علامه حسنزاده در این مبحث، اثرپذیری بسیاری از علامه طباطبایی داشتهاند و در واقع ایشان بود که ذهن علامه حسنزاده را در این مسیر شکوفا کرد. مرحوم حسنزاده آملی در صفحه ۶۴ کتاب «انسان و قرآن»، ادب را به معنای «نگاهداشت حق هر چیز و تقدیم راست و درست ایستادن» تعریف کرده است.
وی افزود: ایشان علوم ادبی را از این جهت با این عنوان متناسب میداند که این علوم، حافظ و نگهدار حدود دانشهای زبانی است؛ چرا که اعراب و نحوه خواندن، حدودی دارد که بیان صحیح کلمات را مشخص میکند. همچنین مرحوم علامه طباطبایی در «المیزان» بیان فرمودهاند که ادب، همان هیئت زیبا و پسندیدهای است که طبع و سلیقه آن را سزاوار میداند.
این پژوهشگر اظهار کرد: هر عمل مشروع، چه دینی (مانند دعا) و چه عقلی (مانند دیدار دوستان)، باید با هیئتی زیبا همراه باشد؛ بر این اساس، گناه از ریشه بیادبی است. ادب در واقع ظرافت عمل است و عمل زمانی زیباست که اولاً مشروع باشد (به همین دلیل در دروغ و کارهای شنیع، ادب معنا ندارد) و ثانیاً عمل باید اختیاری باشد. علامه طباطبایی اخلاق را مرتبط با ملکات راسخه روح میداند، اما ادب را هیئتهای زیبایی که اعمال آدمی را در بر میگیرد توصیف میکند.
وی با استناد به قرآن کریم بیان کرد: هدف قرآن، آموزش ادب به بهترین شکل است. قرآن و سنت با در نظر گرفتن غایت حیات انسانی (که توحید خدای سبحان در علم و عمل است)، تمام شئون آدمی را مورد توجه قرار دادهاند. لذا در مقام عمل که جایگاه جولان ادب است، سرتاسر زندگی انسان را ادب نموده و برای هر عمل، هیئت زیبایی ترسیم کردهاند تا هر کاری از سوی انسان، حکایتگر عبودیت او در پیشگاه خدا باشد. از نظر علامه، ادب الهی عبارت است از اینکه انسان، ادب را بر هیئت توحید به جای آورد.
نظر ابن عربی در مورد ادب
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تصریح کرد: محیالدین بن عربی نیز در مورد ادب بیان داشته است که شریعت الهی در واقع تبیینکننده رعایت «ادب معالله» است؛ به گونهای که شرایع، همان آدابی هستند که خداوند برای بندگانش وضع کرده و هر کس حق شرع را رعایت کند، در حقیقت به ادب الهی متادب شده است.
توکلی در ادامه با اشاره به نمونههایی از ادب الهی در نگاه علامه حسنزاده آملی، گفت: ایشان نماز را یکی از بارزترین نمونههای ادب الهی دانستهاند. وی بیان کرده است آدابی که خداوند تعالی در کینونت (جهت مصلی، حالات قرائت، قعود، قنوت، قیام، تشهد و سایر اعمال نماز) دستور داده است، نیکوترین هیئت برای «عبد عابد» در پیشگاه «مولای معبود» است. ایشان تأکید دارند که این قاعده تنها مختص نماز نیست، بلکه تمام آداب هیئاتی که برای انسانِ مراقب فرموده شده است—از جمله در وضو، غذا خوردن و غیره—به همین صورت است. به تعبیر ایشان، قرآن کریم کتابی «ادبآموز» و «ادبکننده» است.
توکلی تصریح کرد: علامه حسنزاده به سخنان پیامبر اکرم(ص) نیز اشاره و اظهار کرد: در تعابیر نبوی، قرآن «مأدبه الله» توصیف شده است؛ عبارتی که سیدمرتضی نیز از ایشان نقل کرده است (ان هذا القرآن مأدبه الله). علامه حسنزاده برای واژه «مأدبه» دو معنا ذکر کردهاند: نخست «مأدبه» (به فتح دال) به معنای ادبستان، که در این صورت قرآن به معنای ادب و دستور الهی خواهد بود. معنای دوم، «مأدبه» به معنای سفره است، به این معنا که هر کس به قرآن روی آورد از سفره آن بهرهمند شود. با این حال، علامه حسنزاده قول اول را ترجیح داده و بر این باورند که قرآن، اساساً ادبآموز است.
مصادیق ادبآموزی قرآن
وی در ادامه افزود: مرحوم علامه در رساله «نور علی نور»، نمونههایی از ادب معالله در سیره انبیاء را ذکر کردهاند. ایشان با اشاره به اینکه علامه طباطبایی نیز به تفصیل به ادب انبیاء پرداخته است، ترکیبی از دیدگاههای این دو بزرگوار را نقل میکند. یکی از بارزترین نمونههای جلوهگری ادب معالله در قرآن، جریان حضرت آدم و حوا(ع) است؛ آنجا که پس از خوردن از درخت ممنوعه، با تضرع عرض کردند: «پروردگارا، ما در حق خود ستم کردیم و اگر ما را نبخشی و به ما رحم نکنی، هرآینه از زیانکاران خواهیم بود».
توکلی در توضیح این مطلب بیان کرد: علامه طباطبایی اظهار کردکه این سخنان، نشانه ادب والای آدم و حوا بود؛ چرا که با وجود هبوط از بهشت، همچنان به درگاه الهی التجا کردند و ادبشان اجازه نداد از رحمت خداوند مأیوس شوند. ایشان با استناد به آیه «قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا...»، اشاره کردند که استفاده از تعبیر «ربنا» (صفت ربوبیت الهی)، نشاندهنده آگاهی آنان از نیاز مطلق به پروردگار است و پذیرش این حقیقت که تنها خداوند قادر به غفران گناهان است.
وی افزود: حضرت آدم و حوا به دلیل خطایی که مرتکب شده بودند، احساس ذلت و خواری کردند و ابایی نداشتند که خود را در برابر عظمت الهی کوچک ببینند؛ به همین دلیل، درخواست مغفرت را بهطور مستقیم مطرح نکردند، بلکه با تعبیری متواضعانه فرمودند: «اگر ما را نبخشی، از خاسرین خواهیم بود». این شیوه بیان، در واقع اعترافی به ظلم به خویش و در عین حال، چشمداشت به مغفرت و ترحم الهی است.
این پژوهشگر در ادامه به نمونه دیگری از ادب در کلام حضرت ابراهیم(ع) اشاره کرد و گفت: در آیهای که میفرماید «الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ...»، ایشان عنایت پروردگار را در جملات خود جاری ساخته و خود را بندهای فقیر، محتاج و ذلیل معرفی کرده است که در عین اطاعت محض، از خدا درخواست میکند. کمال ادب در سخنان حضرت ابراهیم(ع) در این است که حتی بیماری را (با وجود آنکه همه امور به اراده خداست) به خداوند نسبت نمیدهد، بلکه میفرماید: «زمانی که من بیمار شدم، تو مرا شفا دادی».
نمونه آداب حضرت ابراهیم(ع)
توکلی با اشاره به درخواستهای حضرت ابراهیم(ع) در قرآن کریم اظهار کرد: ایشان در آیاتی همچون «رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ» و آیات پس از آن، تنها درخواستهایی معنوی دارند و از خداوند هرگز امور ناپایدار دنیوی را طلب نمیکنند. وی تصریح کرد که حضرت ابراهیم(ع) گرانبهاترین نعمات را طلب کرده است؛ از جمله «حکم» که همان شریعت است و همچنین پیوستن به صالحین و برانگیخته شدن کسانی که شریعت الهی را استوار سازند. ایشان در ادامه، آمرزش برای پدر و ایمنی از عذاب جهنم را درخواست نمودند. همچنین با استناد به آیه «وَإِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ...»، توکلی گفت: ایشان تداوم امامت در نسل خود را از خداوند مسئلت کردند.
وی در ادامه به نمونه مشهوری دیگر در قرآن اشاره کرد و گفت: در داستان حضرت موسی(ع) و خضر، هنگامی که خضر کشتی را سوراخ کرد، این عمل را به خداوند نسبت نداد، چرا که در ظاهر، عمل زنندهای به نظر میرسید. اما وقتی غلام را کشت، چون این عمل در باطن ممدوح بود، آن را به خود و خداوند نسبت داد و در مورد سوم که گنج قرار بود به یتیمان برسد، عمل را کاملاً به خداوند نسبت داد. در داستانهای حضرت یوسف(ع) و حضرت نوح(ع) نیز نمونههای متعددی از این ادب وجود دارد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در پایان بیان کرد: محیالدین بن عربی نیز به داستان سجده فرشتگان بر حضرت آدم(ع) اشاره نموده و آیات مرتبط با این موضوع را «ادبآموز» میداند. در مقابل، از منظر علامه حسنزاده آملی، نمونه بارز بیادبی، رفتار ابلیس است؛ آنجا که قرآن میفرماید: «قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ». ابلیس به جای توبه و بازگشت، بر گمراه کردن و اغوای انسانها تأکید کرد.




نظر شما